مفهوم آزادی در شعر فرخی یزدی و ملک الشعرای بهار

بخش نخست (مقدمه)

     زبان و ادبیات در دوره ی مشروطه ویژگی هایی پیدا کرد که آن را با دوره ی قبل از خود یعنی دوره ی بازگشت متمایز می کند. در این دوره به لحاظ فرم، ژانر های ادبی جدیدی پدید می آیند که تا پیش از آن در زبان و ادبیات فارسی سابقه نداشته اند که می توان به نمایش نامه نویسی ، رمان ، نقد و نقدنویسی همین طور پژوهش و تحقیق. مهم ترین ویژگی که برای ادبیات این دوره میتوان قائل شد سادگی زبان و نزدیک شدن زبان نوشتاری و ادبی به زبان گفتاری و زبان مردم کوچه و بازار بود. مسئله زبان از مسائل مهمی بود که در این دوره به آن پرداخته شد و البته مشاجراتی هم بر سر آن در جریان بود. کسانی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی از نخستین پیشگامان ساده نویسی در زبان و ادبیات بودند. آنها در واقع سنگ بنای کار بزرگی را بنا نهادند که منجر به دموکراتیزه شدن ادبیات شد. سورن کی یر کگور در جایی می گوید که " ترجیح میدهم که یک خوک چران باشم و خوک ها زبان مرا متوجه شوند تا اینکه شاعر باشم و مردم زبان مرا متوجه نشوند. "

      نکته مهم دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کنم این است که اگر می گوییم ادبیات دوره مشروطه منظورمان تنها دوره انقلاب مشروطه نیست ، بلکه دوره ای است در ادبیات که از اواسط دوران ناصری شروع و تا اواخر دوره ی قاجار به طول می انجامد. ماشاالله آجودانی معتقد است: اگر ویژگی های شعری عصر مشروطه را در نظر بگیریم پنج تن را می توان شاعر عصر مشروطه نامید. 1- میرزاده عشقی 2- سید اشرف الدین حسینی نسیم شمال 3- ایرج میرزا 4- عارف قزوینی و 5- محمد فرخی یزدی. اگرچه ادیب الممالک فراهانی و ملک اشعرا بهار درباره مفاهیمی چون وطن و آزادی شعر می سروند و به سختی به استبداد حاکم می تاختند اما آنها را نمی توان از شعرای عصر مشروطه دانست به دلیل اینکه سادگی زبان را نپذیرفته بودند و همچنان به همان شیوه ی کلاسیک شعر می سرودند. ملک الشعرای بهار نیز بحثی دارد در شیوه ی نوشتن نثر و نظم. جالب است که بهار ساده نویسی در نثر را به این دلیل که با جراید و روزنامه ها سروکار دارد و عامه مردم با آن سروکار دارد را می پذیرد اما شعر را از آن خواص می داند. اما با وجود تمام این اختلاف ها میان روشنفکران نویسندگان و شاعران این عصر، زبان نوشتار نیز از انحصار منشیان درآمد و در اختیار عموم مردم قرار گرفت.

برای جلوگیری از اطاله کلام چند نمونه از شعر عصر مشروطه را در ادامه می آوریم که نشان دهنده و توصیف گر حال و هوای آن عصر و همینطور شیوه ی شاعران آن دوره است. سید اشرف الدین گیلانی ملقب به نسیم شمال دو سال پس از انقلاب مشروطه چنین می گوید: " مشروطه درختی است پر از میوه و اثوار / عدلیه و انصاف و مساوات ورا باد/ قانون اساسی است در او ناظر هر کار / فرقی ز میان غنی و شاه و گدا نیست/ امسال دو سال است که مشروطه شد ایران / پر شد در و دیوار ز شب نامه و اعلان "

همچنین میرزاده عشقی چنین می سراید: " شهر فرنگ است ای کلاه نمدی ها / موقع جنگ است ای کلاه نمدی ها / خصم که از رو نمی رود تو ببین روش / آهن و سنگ است ای کلاه نمدی ها / بنده قلم دستم است و دست شما ها / بیل و کلنگ است ای کلاه نمدی ها "

عارف قزوینی پس از شکست استبداد صغیر محمدعلی شاه و فتح تهران بدست مشروطه خواهان چنین سرود:  " پیام دوشم ز پیر می فروش آمد/ بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد / هزار پرده ز ایران درید استبداد / هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد / ز خاک پاک شهیدان راه آزادی / ببین که خون سیاوش چه سان به جوش آمد / برای فتح جوانان جنگجو ، جامی / زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد... "

این ها نمونه های کوچکی بود از اشعار دوره مشروطه از چند شاعر معروف آن زمان که سعی کردیم به طور مختصر آن را مرور کنیم. در ادامه به بیان تفاوت های مفهوم آزادی یعنی تفاوت در دلالت های زبانی مفهوم آزادی خواهیم پرداخت